سنت توماس آکویناس میآید. او میگوید: "تسبیح بر یحیی مسیح است. امروز من برای سخنرانی دوباره درباره قدسیت آمدهام. اغلب چیزی که مسیر به سوی قدسیت را مسدود میکند، دل حسدوارانهاست. این بدین دلیل است که مردم معمولاً این شکل از شر در قلب خود را تشخیص نمی�برن و بنابراین آنرا ناپدید نکردهاند."
"حسادت فقط یک فرم دیگر از عشق به نفس است. روحی که خودمختار است، با تغذیه نیازهای خودش روحانیتاً، جسمانی و عاطفی مشغول است. او ناگهانه پر شدهاست از آرزو برای داشتن بهترین ظاهر، پوشاک برتر، خانهٔ برتر، خانوادهی برتر، شهرتی برتر. اغلب حسادت میتوان آنرا به وسیله روحی که تمایل دارد تشخیص داد."
"نوعی از حسادت که برای یحیی مسیح بیشترین توهین است، حسادتی روحانیتاست. شخص آرزو دارد همه چیز درباره نعمتهایش را بداند چنانکه او نویسنده هر نعمتی باشد و آنرا заслуیدهاست."
"اما حسادت فراتر از خواستن بهترین است. حسد میخواهد آنچه همسایهاش دارد. او خوشحال نیست با شادی فیزیکی، روحانی یا عاطفی همساییش بلکه همه چیز را که همسایش دارد برای خودش آرزو میکند. بنابراین شما میبینید که تمایل به پیشرفت تبدیل شدهاست به طمع و طمع به حسادت."
"اما در ریشه تمام حسد همان عشق خودمختارانهای است که در ریشهٔ همه گناه قرار دارد. اگر این خودمحوریت بدون کنترل بماند، مانند اسب فراری میدود و قلب را گروگان گرفتهاست، تخریب روحانیت را تضمین میکند."
"روحی که به حسادت تسلیم شده است، جایگاه خود در برابر خدا را نمی�برن. اگر چنین بود، او ارادهٔ خدای در لحظهٔ حاضر را قبول میکرد و برای خودش بیشتر یا کمتر از این قسمت آرزو نداشت."