(مارکوس): (در این روز، مریم مقدسه، ملکه و پیامآور صلح، در ژاکارئی ظاهر شد و بیش از ۴۰ دقیقه باقی ماند. با دستهایش که تسبیح «تاسها روشن» را نگه داشته بود، من همراه او دعاهای اسرافیل را خواندیم و بر روی اسرافیلها تأمل کردیم و فقط جزو دعاهایشان را نخواندم. او آنهمینطور به آنها فکر میکرد:)
اولین اسرافیلیه دردناک
آزار جسیس در باغچه
«نگاه کنید به پسرم جسیس که در باغ، غرق در یک آغوش عمیق بود و «خونش» برای هر کدام از شما. او خیانت کرد، رنجیده شد و ترک شده است.»
توبه کنید! توبهٔ خود را انجام دهید! فرزندان من، زندگیهایتان را تغییر دهید و در راه عشق پیش بروید! از شیطان و همه آنچه متعلق به اوست دست بردهید.»
توبه کنید! این درخواستم است».
دومین اسرافیلیه دردناک
شلاق زدن جسیس
«نگاه کنید به جسیس که به ستون بسته شده و «تازیانه زده میشود». بدن او توسط ضربات تکهتکه شد. فرزندان من، جسیس برای عشق شما این شهادت را تحمل کرد! او بدین گونه رنج برد تا گناهانی که علیه قداست بدنش مرتکب شدهاند، کفاره شود.»
از فاحشگی دست بردهید، از گناههای نامطهر دست بردهید! توبه کنید و پاک باشید! بیرون شوید از این «لای لایهٔ بدبو»! خودتان را در روحالقدس تمیز کنید. ادامه دادن به دعا!»
سومین اسرافیلیه دردناک
تاج گذاری جسیس با خارها
«نگاه کنید، جسیس «با تاج خارها» پوشیده شده است، فرزندان من. از سرش «رودهای خون» جاری میشود. او دیگر ظاهر انسانی ندارد. این مرد را ببینید! گفت پیلاتوس به مردم.»
نگاه کنید، فرزندان من، «این مرد» که شما را نجات داد و میخواهد شاد باشید. نگاه کنید به مردی که برایتان چنین رنج برد و صلح را میخواهد بگذارد. این مرد است که همه مردان جهان در برابر او داور خواهند شد، زنده یا مرده. فرزندان من، این مرد است! نگاه کنید، فرزندان من، پادشاه واقعی شما».
چهارمین اسرافیلیه دردناک
جسیس صلیب را بر دوش میکشد
"نگاه کنید به پسرم عیسی که یک صلیب بزرگ را در راه کالواری برعهده دارد. نگاه کنید، او زیر وزن سنگین صلیب افتاده است. حضور من برای او امنیت، عشق و تشویق بود، در میان 'دریای غم'. و او ادامه داد به راه صلیب.
کودکان، بر روی صلیبان خود بدانید که من حاضر هستم. به عمیقترین عشق مادریام اعتماد کنید! من شما را بسیار دوست دارم و میخواهم با صلیبی که دارید کمک کنم.
دعایید! من نیز همراهتان دعا خواهم کرد".
پنجمین راز غمانگیز
صلیب و مرگ بیآبرویی عیسی
"کودکان من، نگاه کنید، 'فرزند انسان' از زمین بلند شده است. او از بالای صلیب میگوید: "زن، این پسرت است. پسر، این مادرت است. از آن زمان به بعد، من مادر شما شدم.
'پرده معبد شکسته شد. پردهای که چشمهایشان را پوشانده باشد نیز بشکافد و مانع دیدن نور شود. تبدیل شوید! چشمان خود را باز کنید و عشق خدا را ببینید.
روحالقدس و من میخواهیم شما را راهنمایی کنیم! روزاری بیوقفه بگویید! طلب کنید! وساطت کنید! این زمان است که روحالقدس و من 'کلیههای قدسی' در همه جا ظاهر شوند.
یک پنتاکوست «در مقیاس جهانی» خواهد بود که روی تمام چهره زمین لرزهدار شود، تبدیل میکند و با عشق هر چیز و کسی را سوزاند. آنها همه چیز را خواهند دانست! و همه تجربهای از چنین عشق و 'قدسی' خواهند کرد که مانند آن چیزی پیشتر در روی زمین دیده نشده است".
(مارکوس): (در پایان روزاری، مادر ما هنگامیکه خداحافظی میکرد گفت:)
"- دعا کنید! دعا کنید! شما را به نام پدر، پسر و روحالقدس مبارک میکنم.