من (Maureen) یک شعله بزرگ میبینم. از آن، صدایی شنیدار است. "من پدر ابدی - اکنون ابدیت هستم. من آرزو دارم مردم مرا بشناسند و مرا دوست داشته باشند، زیرا من منبع همه عشق و تمام خیر هستم. من اوست که هر چیز را از دانه کوچک ترین شن تا کوه بلندترین تا اختیار آزاد انسان میسازد. من منبع رحمت هستم که آدمی را از گناه رهایی بخشد؛ آنکه انتخابها را اجازه دهد و ارادهام پردهای بر همه آفریدههای جهان باشد."
"گذشته، حال و آینده را به من سپارید. مرا در برابر غرور بشر آرام کنید. من خیر انسانها را میخواهم، در حالی که او تخریب کامل را دنبال میکند. بسیار بالاتر از همه راههای من - فراتر از هر توصیف."
"من هستم که آگاهی قلبهای متحد را شکل میدهم. من هستم که آنرا به جهان آوردهام تا صلح و هماهنگی در دل همه انسانها و بین بشر و خدا ایجاد شود. از مقصد مرا دور نمانید. این آگاهی را مانند آنچه توسط منبع تمام حقیقت به دنیا داده شدهاست، آشکار کنید. از ایمان خود بر اثر کسانی که باور دارند یا نمی�اباورند، منصرف نشوید. آن استانداردهای دنیوی است. بایست چون من از شما میخواهم، باور داشته باشید. ادامه ندهید تا دلایل عدم اعتقاد را جستجو کنید. به اکنون ابدیت پاسخگو هستید. نیازی نیست که قلبتان را بررسی کنم تا شمات بشناسم. من قلبتان را شکل دادهام."
"اکنون باور داشته باشید. به دلهای متحد ما تقدیم شوید. این تعظیم را گسترش دهید."