"من عیسی هستم، متولد شدهٔ بشر. آمدهام تا از بقیه مؤمنان بخواهم من را که در تابوتهای جهان ساکن هستم، آرام بگیرند. من را آرام کنید چون مورد ستم و نادیده گرفته میشوم. من را همانگونه آرام بگیرید که شما با من در باغ گتسمانی حضور دارید. چرا که وقتی در باغ رنج کشیدهام، برای فروپاشی کلیسای از درون در این روزگار بود."
"ایمان فرو میپاشد چون بر اساس عشق مقدس نیست. روح خود را و نظرات خودش اول قرار میدهد. ایمانش روی سنگ نبوده، بلکه روی شنهای خودخواهی استوار شدهاست. کلیسای من تا بنیاد خویش پوستکنده میشود، اما من پایه هستم و اجازه نخواهم داد که کلیسای من فرو ریزد."