من بسیاری فرشتگان را دیدم که از اقدسالاقادسی بیرون میآمدند و با آنچه شبیه به قطعات نان بود، شناور شده و در اطراف من عبور میکردند. سپس دیدم مریم مقدس نزد من آمد و یک نانی در دست داشت. او گفت: «به یحیی خدا سپاس بگوییم.» من گفتم, «اکنون و همیشه» او گفت: «این نان روزانهات است. همه نعمتهایی که برای محبت مقدس در لحظه حاضر نیاز داری، از آن میآید. این نیرویست که از اقدسالاقادسی دریافت میکنی، صلحای که از طریق دعا به دست میآوری. بگذارید تا مانند خمیر نان را پر کند و روحت با محبت مقدس شدمند شود، تا هر جا برود فراغ نعمتی پخش گردد.»